تبليغاتX
دل نوشته ها
 

 


اگر من جای او بودم،
همان یک لحظه اول،
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهان را با همه زیبایی و زشتی ،
بر روی یک دگر ، ویرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،
تحسین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لب پیمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوسیده از صد جامه ی رنگین،
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
نه طاعت می پذیرفتم،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحه صد دانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
برای خاطر تنها یک مجنون صحراگرد بی سامان
هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو ،
آواره و دیوانه می کردم !
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه می کردم!
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که می دیدم عزیز نابجایی ،
ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد.
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم،
که می دیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق
فتنه این علم عالم سوز مردم کش ،
به جزء اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری
در این دنیای پر افسانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
چرا من جای او باشم:
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته که تاب تماشای زشتکاریهای این مخلوق را دارد !
و گرنه من به جای او چو بودم.
یک نفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
عجب صبری خدا دارد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:54  توسط محبوبه | 

 

 

اين قافله عمر عجب  می گذرد

 

درياب دمی که با طرب می گذرد

 

ساقی غم فردای حريفان چه خوری

 

پيش آر پياله را که شب می گذرد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 16:38  توسط محبوبه | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:20  توسط محبوبه | 

 

 

بیا تا قلبهایمان را با نیلوفری آبی فرش کنیم

 

و شقایقهای سرخ را به یکدیگر هدیه کنیم و هم قسم شویم ...

 

که تا آسمان آبیست و شقایق سرخ است "

 

عاشق هم باشیم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 18:2  توسط محبوبه | 

 

 

خدايا به داده هايت شکر .

 

به نداده هايت شکر.

 

به گرفته هايت شکر.

 

چون داده هايت نعمت.

 

نداده هايت حکمت و گرفته هايت امتحان است.

 

 خدايا کلمات را کوتاه ميکنم.

 

صبري بده که شايسته بندگي باشد

 

 صحبتي که رضاي تو باشد

 

و سکوتي لبريز از دعاي تو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:47  توسط محبوبه |